ده ساله بود که به همراه پدربزرگش تحصیلات رسمی حوزه را شروع کرد . دو سال در مدرسهی ابدال خان مشهد درس خواند و زمانی که رضا خان اصلاحاتش را شروع کرد و در حوزه ها و مساجد را بست ، به فریمان آمد . دو سال بیکار بود . البته بیکار که نه ، اغلب اوقات کتاب دستش بود . کارش شده بود فقط مطالعه . بعد ها در قم خودش می گفت : من هرچه مایهی مطالعات تاریخی دارم ، مربوط به همان دو سالی است که از مشهد به فریمان برگشتم .
کاش به صحبت های ایشون عمل می کردیم . دنیا گلستان می شد.
مسلمان کسی است که هم درد خدا را داشته باشد و هم درد خلق خدا را .
کاش به صحبت های ایشون عمل می کردیم . دنیا گلستان می شد.













