راستش رفتم تا با محیط دانشگاه آشنا بشم. میخواستم ببینم آیا محل دانش هست یا نه؟! آیا این اسمی رو که داره به یدک میکشه واقعا لایقش هست یا نه؟! آیا کسانی که به عنوان دانشجو در اونجا حضور دارن واقعا در جست و جوی دانش هستن یا نه؟!
تقریبا با یکی دو بار رفتن جواب این سوالها رو گرفتم. و متأسفانه خیلی چیزا خلاف واقع بود!
البته نباید بی انصافی کرد. یه سری از افراد هم بودن که واقعا به دنبال دانش بودن. حتی من کسی رو دیدم که با ویلچر و با اون وضعیت بدی که داشت، پا شده بود اومده بود دانشگاه! (قابل توجه ماهایی که تن سالم داریم و شکرش رو بجا نمی آوریم و ازش به خوبی استفاده نمی کنیم!)
و جالب تر اینکه با اون وضعیت نماز هم میخوند! ولی در عین حال خیلی ها هم بودن که با تن سالمی که داشتن به نماز نیومدن! (انشاالله که مخونن.)
چون رفتم نمازخونش و خیلی افراد کمی بودن که به نماز اومدن!
یه تعدادیشون هم از نمازخونه به عنوان محل خواب استفاده میکردن!
اونم از وضعیت بد حجاب! که نمیشد سر بالا کنی و از طبیعت خدا استفاده کنی!
البته یه تعدادی هم با حجاب بودن اما تعدادشون خیلی کم بود!
چرا باید دانشگاه اینطور باشه؟! چرا یه عده بچه مذهبی باید به خاطر این اوضاع بد ضربه بخورن!
چرا یه عده بچه مذهبی به خاطر این اوضاع موجود اصلا جرأت نمی کنن که برن دانشگاه؟ در صورتی که اگه اینا برن، پرچم علم رو بدست می گیرن و بالا میکشن!
چرا قبل از دانشگاه نمازا همه سر جاشه و اول وقته ولی بعدا میشه آخر وقت و آخرش هم ترک میشه!
چرا قبل از دانشگاه ریش دارن و بعد از یه مدتی که رفتن میشه ته ریش و در پایان هم شش تیغ!
چرا قبل از دانشگاه موها حالت طبیعی خودش رو داره ولی بعد از رفتن به دانشگاه میشه یه جورایی!
و هزاران چراهای دیگه؟!
(البته این نکته رو باید اشاره کنم که این ها کلیت ندارن)
این مشکلات از کجا داره آب میخوره؟! چه کسی یا کسانی مقصرن؟
البته بنده صنف خودم رو که روحانیت هستند رو هم مقصر میدونم. اونها هم کم کاری کردن!
چرا روحانیون جوان ما نمیرن به دانشگاه ها تا به داد مشکلات جوانها برسن؟ الآن اکثر روحانی هایی که میرن به دانشگاهها مسن و پیر هستند و قاعدتا خیلی هم برای دانشجوها وقت نمیذارن.
که البته تو این زمینه هم نباید بی انصافی کرد. چون یه عده از روحانیون هستن که میرن و البته تعدادشون کمه.
با همه این حرفها من خیلی از این دانشجو ها رو دوست دارم و باهاشون نشست و برخاست دارم و یه علتی هم که به دانشگاه رفتم و انشاالله باز هم خواهم رفت همین علاقه هست.
خیلی حرفها برا گفتن وجود داره که بنده فعلا این حرفها رو به پایان میبرم تا بعد که بیشتر با این محیط آشنا بشم و بتونم این مسائل رو ریشه یابی کنم.
شنیدم که حضرت امام فرموده بودند:دانشگاه کارخانه انسان سازی است.
خودتون فکر کنید و بگید، آیا در حال حاضر اینطور هست؟!













