کلاس که اینجوری شد ولی بازم حال و حوصله دعا خوندن رو نداشتم اما به خاطر سفارش چند نفری (که میدونستن من تا حالا عرفه رو تجربه نکردم ) گفتم یه بار هم که شده دلو بزنم به دریا .
نیم ساعت_چلوپنج دیقه ای گذشته بود از مراسم . صدای استاد مداح به ذکر مصیبت بلند بود .(با حدیث نفس) اندیشیدم که میانه ی دعاست و ذکری میگوید . ولی دمی بعد یافتم که دل پر دردی داشته و هنوز استارت کارو نزده . خوشم نیومد ولی باز هم نشستم
خلاصه بالاخره کوتاه اومد و اصل قضیه رو شروع کرد . چشمتون روز بد نبینه (چشم من که دید و گوشم هم شنید) . قصد کرده بودم معانی رو دنبال کنم تا ببینم چیست یک عرفه ای که میگویند و هزار عرفه ای که از دهانشان میریزد . اما...
اما مگه میشد فهمید چی داره میگه این استاد مداح . فقط ملودی ها و ریتمی آهنگین شبیه به گریه و زاری به گوش میرسید همراه با پوزش طلبیدن های مکرر از جنابمان که آی شرمنده وقت نداریم و آی فلان و آی بسال...
تازه قسمت جالب کار این بود که پیاپی اظهار میداشت که اصلا دلم راضی نمیشه عادت چند سالم رو ترک کنم و آخرشم یه ذکر از ... نداشته باشم پس باز هم به سرعت کنونی خواهیم افزود ( البته با عرض پوزشی که داشت دیگه )
آخه من به این آدم استاد ... چی بگم . خدا بیامرزتش که نذاشت هیچ برداشتی از محتوای مناجات استاد حسین (ع) با خدا داشته باشیم و صرفا همون حرفایی که هر محرم میشنویم رو یه بار دیگه برامون دوره کرد .
خلاصه چنین بود شرح حال یک((عرفه اولی)) ناکام .












