کربلا واقعه ی غریبی است ...
می بینی امامت تمام دارایی اش را ٬ کودک شیر خواره اش را ٬ جوان خود را ٬ برادرش را و همه چیزش را به خاطر امر پروردگارش می دهد .
می بینی زینب پس از دیدن صورت های سیلی خورده ٬ پس از دیدن دامن آتش گرفته و پس از دیدن گوش های خون آلود می گوید جز زیبایی چیزی ندیدم .
با خودت فکر می کنی چرا ؟ به چه قیمتی و تا کجا باید برای خدایت سختی بکشی ؟
می بینی حسین رفت تا اسلام بماند .
برای که ؟ برای کسانی که شاید .... شاید قدر رفتنش را نمی دانند .
او از ما چه می خواست ؟
غریب است .... حسین در بین زمینیان خیلی غریب است .













