یکی از شاگردان استاد در حاشیه کتاب "مسئله حجاب" نوشته بود: ".... هیچ گاه طبقه ی عفیف و متدین مردم به حجاب ایراد نمی گیرند . همیشه ایرادگیری ها از ناحیه مردم نانجیب یا فریب خورده های آنان است . دکتر فلانی در مطبش یک مینی ژوپ پوش درجه ی یک را به عنوان سکرتر استخدام می کند و منافقانه اظهار می کند که به اسلام پایبند است و آقای مطهری هم فریب او و امثال او را می خورد."
استاد در جواب نوشته بود :
"در پایین صفحه نوشته اید دکتر فلانی (که شما را معالجه کرده است) مافوق است . آری این است پاداش کسی که بیش از ده سال ، صمیمانه به فکر و روح شما خدمت کرده است و آن است پاداش کسی دیگر که به تن شما (و ظاهرا بدون ویزیت) خدمت کرده است . شما چگونه به شخصی به صرف اینکه یک گناه مرتکب شده و زنی مینی ژوپ پوش استخدام کرده ، تهمت نفاق می زنید و چه مجوزی دارید ؟! این نسبت ها حرام است و موجب فسق . آنچه من در این حواشی می بینم ، آن قدر خالی از موازین اخلاقی است که گاهی تردید می کنم ، جواب بگویم ...."
یکی از اصول تربیت این است که در روح افراد حماسه به وجود بیاورد ، البته حماسه الهی ، نه نژادی و ملی ، یعنی حماسه ای نسبت به خیر و نیکی ، نسبت به سنن اجتماعی.
منبع :کتاب مرتضی مطهری / نوشته میثم محسنی













