آقای خجسته: بنده به نوبه ی خودم، این ایام رو خدمت شما تسلیت عرض می کنم.
آقای واقع بین: خیلی ممنون، ولی نیازی به تسلیت گفتن نبود.
آقای خجسته: مگه این ایام، ایام شهادت نیست؟
آقای واقع بین: چرا هست. ولی چه ربطی داره؟
آقای خجسته: خب آدم، موقع شهادت تسلیت میگه دیگه.
آقای واقع بین: بله، من هم قبول دارم. ولی به چه کسیش مهمه!
آقای خجسته: یعنی چی؟
آقای واقع بین: یعنی اینکه وقتی یکی مثل من از این ایام هیچ غم و اندوهی به دل نداره، تسلیت گفتن دیگه چه معنایی داره؟!
آقای خجسته: ببخشید مگه شما شیعه نیستید؟
آقای واقع بین: چرا هستم. چه جوری بگم؟ ادعام نمیشه! یعنی شیعه به معنای واقعیش، نه نیستم!
آقای خجسته: خب شما دارید سخت می گیرید! کی توی این دوره زمونه شیعه ی واقعیه؟! همه تسلیت میگن، ما هم میگیم.
آقای واقع بین: همین دیگه! مشکل ما اینه که چون همه میگن، ما هم باید بگیم! شاید همه دارن اشتباه می کنن!
آقای خجسته: یعنی شما میگید رادیو تلوزیون هم داره اشتباه میکنه؟!
آقای واقع بین: بله مگه نمیشه؟! رادیو تلوزیون هم داره اشتباه میکنه! حالا میشه اونو یه جوری ازش گذشت. مثلا بگیم رسانه ی عمومیه! اما نه، اشتباهامون از همین توجیها شروع میشه!
آقای خجسته: پس چی کار کنیم؟
آقای واقع بین: تسلیت نگیم! یا اگه میگیم به کسی بگیم که واقعا از این ایام دلش پر از غمه!
آقای خجسته: شما خیلی دارید سخت میگیرید! من از کجا باید بفهم کی داغداره؟ کی داغدار نیست؟
آقای واقع بین: ببینید خب یه سری ها معلومه که داغدارن! مثلا خود اهل بیت. اما توی مردم مگه چند نفر پیدا میشه که واقعا داغدار باشن، تا با تسلیت ما دلشون آروم بگیره؟! اونقدر توی روزمرگی هامون غرق شدیم که اگه تعطیل رسمی نباشه، هیچ وقت نمی فهمیم که چه زمانی شهادته؟ چه برسه به اینکه بخواهیم داغدار هم بشیم!!!
آقای خجسته: به هر حال، بنده کاری به این کارا ندارم و به نوبه ی خودم این ایام رو تسلیت عرض می کنم.
منبع: نویسنده
مطلب مرتبط: پیامک چه بود و چه کرد؟
در آینده خواهید خواند: بهشت، اکنون است. دنبال چه می گردیم؟!













