آهاي ... معلم! با توام! تويي كه به بهانهي ناكافي بودن حقوقت در تدريست كم ميگذاري!
آهاي ... آقاي راننده با تو هستم! تويي كه كرايهي 800تومني را هزار حساب ميكني!
آهاي ... همسايهي طبقه پايين! شمايي كه دبهي ترشيات را گذاشتهاي در راهرو، كنار جاكفشي!
آهاي جواني كه صداي پخش ماشينات را از چهار كوچه آن طرفتر ميشنوم!
آقا شما! شمايي كه زبالههايت جامانده همانجايي كه در پارك نشسته بوديد!
با توام! همين تويي كه امروز دروغ گفتي تا ماشين تصادفيات را به يك غريبه قالب كني؟
آهاي بسازوبفروشي! تويي كه به جاي تيرآهن N ، تيرآهن N-1 انداختهاي در اسكلت برجت؟
آهاي با شما هستم! آهاي مردم با تمام شما! شمايي كه در هر جايگاهي هستيد و درخور توان خود ستم ميكنيد!
از ظلمي كه بر شما رفته است براي من نگوييد. شما خود ستمگرهاي كوچكايد فقط ابزار ستمهاي بزرگ را نداريد. شما از ستمديدگي چيزي نگوييد.

منبع: نويسنده
برچسبها: ستم, ستمگري, ستمگر, ستمديده













