احسان خواجه امیری
تو رو دیدم نفسم بند اومد دل من یک دفه یک حالی شد
نمیدونم که هوا سنگین بود یا زمین زیر پاهام خالی شد
من به چشمای خودم شک کردم این همه میشه مگه زیبایی
محسن چاوشی
دوستی ساده ی ما غیر معمولی شد نمیدونم اون روز تو وجودم چی شد
نمیدونم چی شد که وجودم لرزید دل من این حسو از تو زودتر فهمید
تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم چه دلیلی داره از تو دست بردارم
تاکید موکد دارم که روی به وجود اومدن کاملا آنی و ناگهانی یک حس به نام عشق (فقط با یک نگاه) در هر دو شعر نگاه گذرای دوباره ای داشته باشید . ما هر روز با این شعر ها و آهنگ ها زندگی میکنیم و نفس میکشیم و البته احتمالا بدون این که بدونیم چی داره تو گوشمون بارها و بارها چرخ میخوره .
پس باز هم ((من دیگر با دیدن دانشجوی همکلاسیم که در روزهای اول دانشگاه و با یک نگاه یک دل نه صد دل عاشق شدست و دم از عشق واقعی میزند حق تعجب کردن ندارم!!!))
حرف و توضیح و توصیف در مورد این جفنگ گفته های هنری هم بسیار است ولی چه کنم که این اصل اختصار دستم را بسته...
برچسبها: موسیقی, عشق, خریت, هنر












