لاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن
بوق نزن ژیان میخورمت
بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بی سوادم
پشت یه ژیان هم نوشته بود
جد زانتیا
قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر
شتاب مكن، مقصد خاك است
رادیاتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش
گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
تو هم قشنگی
کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت
سر پایینی برنده
سر بالایی شرمنده
داداش مرگ من یواش
كاش میشد سرنوشت را از سر نوشت
تند رفتن که نشد مردی
چشم انتظارم كه برگردی
یا اقدس
یا هیچكس
زندگی نگه دار پیاده میشم
آیی بی وفا کجا میری
اونطرفی که ورود ممنوعه
از عشق تو لیلی رفتم تو تریلی
سبقت نگیر یه روزی گیرت میارما
عاقبت فرار از مدرسه اینه ؟؟ من لیسانس دارم
بوق نزن........ راننده خوابه
آروم برو همیشه پلیس هست
آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
تاکسی نارنجی از من نرنجی!
در طواف شمع میگفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!
دلبری دارم چو مار عینکی
خوشگل وزیبا ولی کم پولکی!
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!
زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!
ژیان عشقت مرا بیچاره بنمودز شهر و خانه ام آواره بنمود!
شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است
از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!
کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!
گاز دادن نشد مردی عشق آن است که بر گردی!
یه بار پریدی موتوری دو بارپریدی موتوری آخر می افتی موتوری!
منبع:اینترنت و نویسنده
برچسبها: کامیون, جمله, جمله کامیونی, طنز, سرگرمی













