خب در مورد منبع تدريس هم بگم كه بايد كتاب فيزيك دانشگاهي نوشتهي هيو يانگ رو خريداري كنيد و ...
رامين:
استاد نميشه ترجمه شدهي همينو بگيريم؟ اينطوري عقلانيتره كه!
استاد:
بله ترجمهش هم تو بازار هست. ترجمهي دكتر فضلاله فروتن بهتر از بقيهس.
سبحان:
استاد با عرض پوزش خب نميشه يكي بخريم جاهاي مهمي كه شما ميگين رو كپي بگيريم واسه همه؟
استاد:
چرا ميشه اين كارو كرد. درسته كه كلش منبع آزمون فوقه ولي من همهي فصلاشو تدريس نميكنم.
امير:
ببخشيد استاد ما قبلا اين كتابو خونديم خيلي خوب توضيح نداده كار بهتري نميشه كرد؟
استاد:
چرا آقاجان! ميتونيد از پاي تختهي كلاس مطالب رو به صورت جزوه يادداشت كنيد. كتابم نخريد.
حسن:
خب استاد چه كاريه! شما همهي مطالبو جزوه كنيد به تعداد بچهها كپي ميگيريم. اينجوري وقت شما تو كلاس كمتر هدر ميره و بيشتر ميتويند توضيح بديد.
استاد:
بله اين كارم ميشه كرد به شرطي كه قول بديد حتما جزوه رو بخونيد! تو كلاس هم حواستون به درس و جزوه باشه توأمان، نه به تيكهانداختن با مهرداد توأمان!
محمدحسين:
استاد ما همه كاراشو ميكنيم.دستگاه كپي واحد بسيج هم خيلي خوبه. سال 88 بهشون دادن
استاد:
باشه پس همين کارو می کنيم.
سيدحسين:
استاد خيلي هم گلهاي گلي بعد از منچسترهم اولي!
بچهها:
هه هه هه
حجت با خودش:
نه بابا ازينم استاد در نمياد. كي آخه حال داره جزوه ي كپي شده بخونه اونم با اين كپيهاي مزخرف دانشگاه؟
سيدمحمدحسين با حجت:
اين اگه استاد بود انقدر زود كوتاه نمياومد. اينكاره نيس ...
... و اين داستان اول هر ترم و با هر استاد جديد تكرار ميشود ...
منبع: نويسنده
برچسبها: دانشجو, دانشگاه, استاد, منبع آزمون













