عکس هایی که در این پست براتون انتخاب کردم مربوط میشه به مدرسه و اتفاقاتی که بعضا در اون می افتاد. از برگزاری مراسم های صبحکاه و تلاوت قرآن توسط دانش آموزان گرفته( تلاوت بسیار دل نشین مصطفی قلی زاده )، تا ورزش صبحکاهی و حرکات (بوووووووووووق) ش که انصافا خیلی خوب و هماهنگ توسط گروه های مختلف در بالای پله ها شکل می گرفت و بچه ها رو برای تحمل چندین زنگ آماده می کرد. یادش بخیر یه آقای قهرمان داشتیم که خیلی تلاش می کرد بچه ها رو برای مقام گرفتن تو ورزش صبحگاهی آماده کنه. تا جایی که یادم میاد گاهی اوقات روزی سه وعده بچه ها ورزش می کردند تا خدای نکرده در روز مسابقه پایی بی موقع به سمت دیگری دراز نشود یا دستی در جهت مخالف حرکت نکند و دیگر اعضای بدن نیز به همین شکل .
دعای عهد هم که امری جدانشدنی قبل از شروع شدن کلاس ها بود که تابستان و زمستان هم نمی تونست خللی در آن ایجاد کنه. حتی در اردوهای مدرسه هم آقای فدایی تاکید زیادی در خواندن اون داشت و اون رو از واجبات اردو می دونست. از این رو به جهت عمومی نمودن خواندن دعای عهد گاهی این مراسم در پارک روبروی مدرسه برگزار می شد که خودتان بیشتر در جریان آن هستید.
آلاچیق های مدرسه در شکل ها و اندازه های مختلف در مدرسه که البته جز حوزه کاری من نیست محیظ مناسبی برای ردوبدل کردن هر چیزی بود البته منظورم بیشتر تعریف کردن از اتفاقاتی بود که در کلاس پیش آمده بود مثلا آقای شکری حال فلان دانش آموز را این طور گرفت یا فلان دانش آموز این تیکه را انداخت یا آقای افخمی این سوتی را داد!!!
البته حتما خیلی موارد دیگز هم هست که یادآوردیشان را به شما محول می کنم.


















