ما خودمان هم خسته شده ایم! از چی؟ از اینکه اینقدر بنشینیم و شیره ی وجودمان را در این وبلاگ بریزیم، اندیشه کنیم و به این و آن گیر بدهیم. واقعا خسته شده ایم! یک بار مادرمان که در اتاقمان را بازکرد، گفت: این بوی چیست که در اتاق پیچیده است؟ گفتیم: بوی سلولات مغزمان است، باورش نشد! رفتیم متخصص مغز و اعصاب! آقای دکتر گفت که ۷۵٪ از سلولات خاکستری مغزمان نیم سوز شده اند و دیگر نباید از شیره ی وجودمان برای وبلاگمان استفاده کنیم تا وقتی که بهبودی کامل بیابیم!!! برای بازسازی سلول های مغزیمان، یاد یار دیرینمان، سهراب، را کردیم . . .
برچسبها: شعر, سهراب سپهری, فیزیک, پیش دانشگاهی













